تبلیغات
دل نوشته ها
دل نوشته ها
سلام مهربون خوش اومدی

ستاره ی عزیزم توی وبلاگ اختصاصی خودش برای شروع ماه رمضون مطلبی

گذاشته بود که توصیف برگزاری یه مهمونی بود که همه دعوتن خلاصه همه

باور کردند که یه مهمونی عین این مهمونیای زمینیه...حالامن از این جرقه

استفاده میکنم و حرف دلمو بهت میگم...آره عزیز دلم تو...تو که باهات قرار

گذاشتم بعد از آشناییمون دیگه هیچ مهمونی رو تنها نرم یعنی خودت

اجازه نمیدی نه برای اینکه ازم مطمئن نباشی،نه،بخاطر اینکه میدونی بدون

تو مهمونی بهم خوش نمیگذره...ولی حالا که به یه مهمونی بزرگ دعوت

شدیم...میگی نمیام!!! یه مهمونی که همه هستن حتی اگه نیان اونجا

ظاهرشون مثل آدمای توی مهمونی میمونه...چطوری دلت میادمن تنها برم و

تو نیای...حتی حاضر نیستی تو این مدت یکم با روزای دیگه فرق کنی...عزیز

دلم...فدای اون صورت زیبات که گلچین هنر خداست میشه من تو مهمونی

سر سفره بشینم و تو روبروم نه نه کنتر دستم نباشی؟یه آدم غریبه بیاد و

دلش به حال تنهایی من بسوزه و پیشم بشینه...اونوقت دیگه قول نمیدم که

بتونم مثل قبل به حرفات گوش بدم...


مثل اینکه راضی شده اولین سال آشناییمون من تنها نرم این مهمونی

توام میتونی یارتو با خودت همگام کنی تا بیاد به میهمانی خدا...

التماس دعا...





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مرداد 1389 توسط نادیا
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت


Blog Skin