تبلیغات
دل نوشته ها
دل نوشته ها
سلام مهربون خوش اومدی

دوسش دارم ولی دوسش ندارم...

تنها جمله ای که به ذهنم رسید برای بیان حسم...

راستش بعضی از دوستامو دوست دارم...

مدام با هم حرف میزنیم

با هم بیرون میریم و میدونم که از خیلی از رفتاراش

متنفرم ولی بازم دوسش دارم نه از ته دل یعنی

خیلی راحت میگم دوست دارم ولی دروغه...

ظاهرش آزارم میده ولی باهاش میرم

بیرون

اهل سو استفادس ولی...

راستش سکوت میکنم چون صبورم،سکوت میکنم

چون سالهاست سکوت میکنم چون

تصمیم خودمو گرفتم...هیچ حق الناسی نباید به

گردنم باشه...اگه دلش بشکنه...اگه بره سمت

بدی ها...اگه خود خواه باشم...

با خدا عهد بستم ولی آخه منم دلم اذیت کردن میخواد

منم دلم غر زدن و دعوا کردن میخواد...

دوسش دارم ولی نمیخوامش...





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 شهریور 1389 توسط نادیا
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت


Blog Skin