تبلیغات
دل نوشته ها
دل نوشته ها
سلام مهربون خوش اومدی

من نمی دونم چرا بعضی ها از هیکلشون رضایتمندن!

تو این مورد خاص به پسرها کاری ندارم چون ندیدم آمارشون کمه!

یک دختر رو در نظر بگیرین که از شدت چاقی در حال انفجار،

مشکل چاق بودنش نیست ها ! مشکل اینه که یک مانتوی

چسبون و تنگ می پوشه و گوشت های تن مبارک رو

 طبق طبق می ریزه بیرون! یعنی این خوشتیپی؟

من که می بینمشون حالم بد می شه

البته این برای بعضی از مردهای چشم چرون همچین هم بد نیست!

می دونین از چی خوشم می یاد ، از اینکه طرف با اعتماد به نفس

خیلی خیلی بالایی این مدلی تیپ می زنه و می یاد بیرون!!!

 





نوشته شده در تاریخ جمعه 21 خرداد 1389 توسط ستاره

این روزها بد فرم رفتم تو نخ آدمها،نوع لباس پوشیدنشون،

تیپشون،رنگ لباسها و از همه مهمتر تناسب رنگ!

چند روز پیش خانم مسنی(شما بخونید 65-70ساله)

رو دیدم که پوششی با رنگ های روشن به تن داشت!

تا اینجای موضوع هیچ اشکالی دیده نمی شه!

حالا به ماند که آرایشی بسی زننده هم کرده بود!

مانتوی سبز رو با روسری زمینه صورتی و چهارخانه های طوسی

 تصور کنید به همراه شلوار کرم رنگ و کفش قهوه ای!!!

اون طرف قضیه دختران جوان رو می بینی که مدام با پوشش تیره

تو جامعه ظاهر می شن و تا حالا کشف نکردم علت این همه

علاقه به رنگ تیره در بین این قشر برای چیه؟!!!

(البته به گفته بعضی هاشون رنگ مشکی تو رو لاغر تر نشون می ده!)

ظاهرا آدم های دنیا وارونه شدن!مسن ها به رنگ شاد و

جوون پسند گرایش پیدا کردن و جوونها به رنگ تیره!

البته این عدم بی توجهی در تناسب رنگ

در بین قشر جوان هم دیده می شه!

فرض بفرمایید، شال بنفش،مانتوی طوسی

جوراب سبز،کیف سبز(چه عجب یه تناسبی این وسط بود)

کفش اسپرت سفید چه شود!!!

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1389 توسط ستاره

اولین مرشد خوان

قبل از افتتاح رادیو مسئولان امر برای انتخاب شخصی که بتواند با آهنگ شاهنامه بخواند،

تلگرافی به فرمانداران و بخش داران زدند و 616 نفر مرشد و نقال از اطراف به تهران آمدند،

و در اداره موسیقی کشور اجتماع کردند تا شخص مورد نظر از میان آنها انتخاب شود.

طی مدت سه ماه از داوطلبان امتحان گرفتند تا اینکه سرانجام سه نفر انتخاب شدند،

که دو نفر به نفع عباس شیر خدا کنار رفتند و ایشان به عنوان اولین مرشد خوان انتخاب شدند.

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1389 توسط ستاره

اسماعیل خوانساری ،مشهور به ادیب خوانساری

متولد 1280 او کار خود را از موذنی در مسجد خوانسار آغاز کرد.

مدتی نزد استادان گوناگون گوشه های مختلف ساز و آواز ایرانی را فرا گرفت.

وی برای هنرش قدر و منزلت فراوانی قایل بود.

در سال 1319 همکاری خود را با رادیو آغاز کرد.

با شروع برنامه گل ها از خوانندگان پر کار این برنامه به شمار می آمد.





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 توسط ستاره

کریم فکور

متولد 1304 در مشهد،او تحصیلات  متوسطه را در زادگاهش به پایان رساند

در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

فعالیت های هنری را با سرودن شعر و ترانه و با همکاری مطبوعات آغاز،

و از سال 1324 همکاری خود را با رادیو آغاز کرد.

او مبتکر ساخت ترانه های دو لهجه ای یا ترانه های دو یا سه نفری بود.

او با نوشتن فیلم نامه « شاهین ترس » همکاری خود را  در سال 1333

با دست اندر کاران سینما آغاز کرد،اما همچنان در رادیو فعالیت می کرد.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 1389 توسط ستاره

 سید جواد بدیع زاده

مدتی در دبیرستان دار الفنون درس خواند و صناعات ادبی و فرانسه را به خوبی آموخت.

وی نخستین خواننده مرد است که در سال 1304 روی صفحه گرامافون ،

آوازهای اصیل ایرانی خواند. وی در سال 1319 وارد رادیو شد.

با همکاری ابوالحسن صبا،آهنگی به نام «ساز وسبعه» را اجرا کرد.

زندگی هنری وی پنجاه سال به طول انجامید و سرانجام در اثر سکته مغزی در گذشت.


این مطالب گزیده ای از زندگی این اشخاص هست که بنده اونها رو مطالعه کردم و برای آشنایی مخاطبین وبلاگ اونها رو اینجا درج کردم و همچنین در مورد صحت و سقم این مطالب در اینترنت هم تحقیق کردم که در حد امکان اطلاعات اشتباهی رو منتقل نکنم.





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389 توسط ستاره

حبیب اله مشیر همایون شهردار، متولد 1264بود.

وی فراگیری موسیقی را از کودکی آغاز کرد و در سال 1289

در معیت درویش خان به همراه دوازده نفر دیگر به لندن رفت و صفحات موسیقی را ضبط کرد.

او  سالها در مشاغل مهم دولتی کار کرد اما همواره به کار موسیقی اصیل ایرانی عشق می ورزید.

وی در اولین روز افتتاح رادیو در چهارم اردیبهشت 1319 به مدت پانزده دقیقه به نوازندگی سلوی پیانو

در رادیو پرداخت و از آن پس تا حدود ده سال تکنواز پیانو در رادیو بود.





نوشته شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1389 توسط ستاره

حاشیه‌نشینی پدیده‌ای است که با اسکان غیررسمی و بدون مجوز گروه بزرگی از مردم در مکانی در کنارهٔ شهرها ایجاد می‌شود. حاشیه نشینی در شهر های ایران به صورت شهرک‌نشینی در حومه شهرها و همچنین آلونک ‌نشینی دیده می‌شود.شهرک‌های حاشیه ‌نشینان در اصل «روستای شهر» با «شهرک‌های روستاگونه درون شهر» هستند.

آلونک ‌نشینی:

پدیدهٔ آلونک‌نشینی و زاغه نشینی امروزه دیگر در شهرهای ایران وجود ندارد .

زاغه ‌نشینی:

کندن زاغه‌ای در کوه یا گودی در زمین برای سکونت.

آلونک:

 ساخت سرپناه با وسایل و مصالح کهنه مانند:

 مقوا، حلب، نایلون و قطعات بی‌مصرف خودرو.

برای دریافت اطلاعات بیشتر به دانشنامه آزاد ویکیپدیا  مراجعه کنید

طبق بررسی ها انجام شده  جمعیت حاشیه نشینان به 30 درصد جمعیت کل کشور می رسه و این درحالی که ایران منبع عظیم ثروت را در بر داره در ۱۱ شهر بزرگ كشور مشكل حاشیه‌ نشینی وجود داره كه درصورت عدم‌كنترل و ساماندهی، به معضل و بحرانی اجتماعی تبدیل می شود. براساس آخرین آمار ارائه شده از سوی مركز آمار ایران، جمعیت ایران افزون بر ۷۵ میلیون و ۷۸۲ هزار نفر است كه از این تعداد بیش از ۵۲ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در مناطق شهری زندگی می‌كنند. این در حالیست که در سال های‌ 58 تا 60 در شهرهای‌ بزرگ‌ كوشش ‌شد با تشكیل‌ شوراهای‌ گودنشینان‌، این‌ سكونتگاه ها جابجا شده‌ و اسكان‌ مناسبتری‌ برای ‌جمعیت‌ آن ها فراهم‌ شود، اما در سال های‌ بعدی‌ به‌ سبب‌ جنگ‌ و عوامل‌ دیگر عملاً رها شد.  حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ به دلایل زیادی، از جمله تمركز امكانات در این شهرها و توزیع ناعادلانه موقعیت‌های شغلی و ثروت برمی‌گردد. مسئله اصلی در ایجاد و پیدایش پدیده حاشیه‌نشینی توزیع نامتعادل امكانات است و نه میزان تولید آن.

اولین و بیشترین قربانیان این زندگی جهنمی کودکان حاشیه نشینان میباشند که از سوء تغذیه شدید رنج میبرند و لذتی از زندگی و دنیای کودکانه خود نمیبرند!

 

سرزمین ایران به عنوان دومین دارنده منابع عظیم گاز

(16% ذخایر اثبات شده گاز دنیا) از آن بهره مند میباشد.

ایران در میان كشورهای تولید كننده نفت،

در سازمان اوپك رتبه دوم را دارد.

ایران چهارمین تولیدكننده نفت در جهان است.

 54 میلیارد دلا ر درآمد نفتی 6ماهه ایران!  منبع

 

حال با این همه در آمد آیا سرنوشت مردم ایران اینگونه باید باشد؟!!!


پی نوشت:دراین قرار وبلاگی بنا بود در مورد مردم مظلوم خوزستان صحبت بشه، اما بنده پا رو فراتر از این گذاشتم و معضلی رو مطرح کردم که گریبانگیر کل کشور می باشد.امید که تمامی این معضلات حل شوند.

یادداشتهای یک مرد جوان





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 اسفند 1388 توسط ستاره

در سفرهای درون شهری علی الخصوص با وسائل عمومی،گاهی اوقات مسائلی توجه ات رو جلب می کنه و عمیقا تو فکر فرو می ری.البته من سعی می کنم از این مواقع استفاده کنم و به جای برانداز کردن دیگران مطالعه کنم اما گهگاهی که فرصت مطالعه دست نمی ده مجبورم کنجکاوی کنماین دفعه چیزی که ذهنم رو به خودش مشغول کرده(البته قبلا هم در موردش فکر کرده بودم اما اینجا مطرحش نکردم) مد روز بودنه!!!!

 

 تا به حال افرادی رو دیدین که شلوارهای جین به پا کردن و به علت بلند بودن این شلوارها مجبور به تا کردن اونها هستن؟!!! نمی دونم این واقعا مد محسوب می شه یا نشون دهنده بی نظم بودن طرفه؟!!!یعنی کوتاه کردن دم پای شلوار اینقدر سخته که تن به این کار می دن؟و یا به جای اینکه شلوار رو  رو به بالا تا بزنن رو به پایین تا می زنن !!!!(یعنی چی؟)یعنی اینکه قسمت زیادی از دم پای شلوار زیر کفش قرار می گیره!!!و خیلی اوقات دم پای شلوارها رو پاره پاره می بینیم!!! این هم مده ؟!!! این واقعا نشانه (با عرض معذرت)شلختگی طرف محسوب می شه.علاوه بر این فرض کنید با این شلوار که گِلی هم شده باشه وارد خونه هم بشن .... چه شود!!!

 

 

 

و در ایام فصل زمستان حالا برف بیاد هیچ!!! اما برای اینکه به اصطلاح مد شده، چمکه های بلند استفاده میکنن و اونها رو روی شلوار های لی می کشن و اگر احیانا چکمه مورد نظر تنگ بود و روی شلوار کشیده نشد مجبورن شلوار رو تا دم زانو چین بدن و تا بزنن!!! این همه اجبار برای چی؟!!!برای  به روز بودن؟!!! خب بلد نیست دیگه، شلوار برمودا رو برای همین مواقع گذاشتن!!!

 

 

آیا این نوع پوشش نشانه مد روز بودنه؟!!! فرهنگ لباس ایرانی یعنی این؟!!!

 

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 8 اسفند 1388 توسط ستاره

ششم اردیبهشت ماه سال 1305 بود که مردم ایران برای اولین بار صدای گرم و دلنشین گوینده رادیو را از  گیرنده های خود شنیدند. شب ها اهالی خانواده با ذوق و شوق فراوان دور دستگاه می نشستند و بدون کوچکترین حرف به دقت به رادیو گوش می دادند. بچه ها هم در اولین فرصت با پیچ گوشتی به جان رادیو می افتاند تا بلکه بتوانند گوینده رادیو را ببیند، و بدانند منبع صدا از کجاست!!! با پیشرفت وسایل ارتباطی استفاده از رسانه رادیو کاهش پیدا کرد و سهم آن در زندگی ما در حد گوش دادن اجباری آن در تاکسی ها محدود می شود.بسیار از بچه های امروزه حتی یک بار هم به رادیو گوش نمی دهند چه برسد به قصه های شبانه(یادش بخیر برنامه شب بخیر کوچولو)

فعالیت رادیو در ایران با افتتاح نخستین فرستنده بی سیم در روز ششم اردیبهشت 1305 در تهران آغاز شد.یک سال پیش از تاسیس این فرستنده مدرسه سیستم قشون کل در وزارت جنگ،برای تعلیم نیروی انسانی مورد نیاز و تجهیز ایستگاه،گشوده شد و گروهی برای آموزش تخصصی تر به فرانسه رفتند.همزمان با سفارش خرید دو دستگاه فرستنده موج از انگلستان وزارت پست و تلگراف دستور ساخت ساختمان مخصوص برای استو دیو در تهران را داد. در ابتدای کار موسیقی و ترانه و گهگاهی چند نکته ادبی و انتقادی پخش می شد.

از معروف ترین برنامه های آن دوران ، افسانه هزار و یک شب بود.و همچنین صبح جمعه با شما(تا چند سال پیش هم که من در سنین نوجوانی به سر می بردم این برنامه ادامه داشت)در سال 1336 با راه اندازی ایستگاه صد کیلو واتی رادیوی ملی ایران به عنوان رادیو ایران شروع به کار کرد.بعد از آن به مرور هر استانی با رعایت ظوابط خاص اقدام به تاسیس رایو نمود.

اولین افرادی که در رادیو مشغول به کار شدند استاد محمد حجازی،  عبد الرحمن فرامرزی،ابولقاسم اعتصام زاده و مشفق همدانی و غیره ...بودند.

پس از انقلاب نام سازمان رادیو تلوزیون ملی ایران به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تغییر یافت.در حال حاضر فرکانس های زیادی بوجود آمده اند و دارای برنامه های متنوع در زمینه های مختلف هستند.امروزه رادیو اینترنتی نیز نقش بسزایی در انتشار اطلاعات ایفا می کند.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1388 توسط ستاره
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت


Blog Skin